شنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۷
هولوکاست بازی هیچ ثمری برای شما ندارد !
حمله شدید گرهارد ُشرودر صدراعظم آلمان به احمدی نژاد
گرهارد شرودر، صدراعظم پیشین آلمان ، در روز شنبه (۲۱ فوریه / ۳ اسفند) چند ساعت قبل از ملاقات با محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران ، به سخنان او در مورد نفی موجودیت اسرائیل و تکذیب هولوکاست انتقاد شدیدی کرد.
گرهارد شرودر روز شنبه در تهران در اتاق بازرگانی و صنایع، به کشتار میلیونها یهودی بیگناه به دست رژیم نازیها در آلمان اشاره کرد و گفت: «هولوکاست یک واقعیت تاریخیست. نفی این جنایت تاریخی، که رژیم هیتلری آلمان مسئولیت آن را بر عهده دارد، هیچ ثمری ندارد.»
شرودر در ادامهی سخنان خود در اتاق بازرگانی و صنایع خاطر نشان کرد که چنین بحثهای بیثمری سبب میشوند که مسئلهی اصلی، که برقراری صلح برای تمام کشورهای منطقه باشد، از نظرها پنهان بماند.
صدراعظم پیشین آلمان با پرداختن به مشکلهای منطقهای گفت باید راهکاری مشترک برای حل بحران میان اسرائیل و فلسطینیان یافت. وی افزود باید برای استحکام امنیت در پاکستان، افغانستان، لبنان و عراق کوشید و راهکاری برای حل مشکلهای سوریه با اسرائیل و برقراری صلح میان این دو کشور یافت.
صدراعظم پیشین آلمان سپس به نقش ایران پرداخت و گفت ایران بحق خواستار اهمیت سیاسی بیشتریست. اما کسی که خواستار حقوق بیشتر جهانیست باید در سطح جهان نیز وظایف بیشتری را به عهده گیرد و به قوانین جهانی احترام گذارد.
شرودر سپس به مسئلهی بحثانگیز برنامه های اتمی ایران پرداخت و گفت: «هیچکس مخالف تهیهی انرژی اتمی از طرف ایران برای مقاصد صلحجویانه نیست. اما در این رابطه باید شفافیت کامل حکمفرما گردد و همهی وظایف بینالمللی مراعات شوند.»
گرهارد شرودر همچنین به پیشنهاد باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا به کشورهای مسلمان پرداخت و این که او دست دوستی به سوی جهان اسلام دراز کرده است. شرودر گفت باید از این فرصت استفاده کرد، باید ارتباط مستقیم در بالاترین سطح میان ایران و آمریکا بوجود آید، زیرا «رئیس جمهور جدید ایالات متحدهی آمریکا مواضع خود را از مواضع رئیس جمهور پیشین این کشور جدا کرده است. رئیس جمهور پیشین آمریکا موافق سیاست برخورد و رویارویی در عرصهی جهانی بود.»
اگرچه سفر صدراعظم پیشین آلمان به ایران، سفری خصوصی اعلام شده ، اما او در زمان اقامت خود در ایران با مقامهای جمهوری اسلامی گفتوگو و تبادل نظر میکند.
برچسبها: خبری
جمعه، دی ۱۳، ۱۳۸۷
فرزاد کمانگر: آقای اژه ای، بگذار قلبم بتپد
فعالان حقوق بشر در ایران با انتشار نامه ای از فرزاد کمانگر فعال سیاسی که در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد از آخرین وصیت و درخواست وی خبر میدهند که متن آن بدین شرح است: آقای اژه ای، بگذار قلبم بتپد ماههاست که در زندانم ، زندانی که قرار بود اراده ام را، عشقم را و انسان بودنم را درهم بشکند. زندانی که باید آرام و رامم میکرد چون "بره ای سر براه "، ماههاست بندی زندانی هستم با دیوارهایی به بلندای تاریخ. دیوارهایی که قرار بود فاصله ای باشد بین من و مردمم که دوستشان دارم، بین من و کودکان سرزمینم فاصله ای باشد تا ابدیت، اما من هر روز از دریچه سلولم به دور دستها میرفتم و خود را در میان آنها ومثل آنها احساس می کردم و آنها نیز دردهای خود را در من زندانی میدیدند و زندان بین ما پیوندی عمیق تر از گذشته ایجاد نمود. قرار بود تاریکی زندان معنای آفتاب و نور را از من بگیرد، اما در زندان من روئیدن بنفشه را در تاریکی و سکوت به نظاره نشستم. قرار بود زندان مفهوم زمان و ارزش آن را در ذهنم به فراموشی بسپرد ، اما من با لحظه ها در بیرون از زندان زندگی کرده ام وخود را دوباره به دنیا آورده ام برای انتخاب راهی نو. و من نیز مانند زندانیان پیش از خود تحقیرها، توهینها و آزارها را ذره ذره، با همه وجود به جان خریدم تا شاید آخرین نفر باشم از نسل رنج کشیدگانی که تاریکی زندان را به شوق دیدار سحر در دلشان زنده نگه داشته بودند. اما روزی محاربم خواندند، می پنداشتند به جنگ خدایشان رفته ام و طناب عدالتشان را بافتند تا سحرگاهی به زندگیم خاتمه دهند و از آن روز ناخواسته در انتظار اجرای حکم میباشم. اما امروز که قرار است زندگی را از من بگیرند با عشق به همنوعانم تصمیم گرفته ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من میتواند به آنها زندگی ببخشد هدیه کنم و قلبم را با همه عشق و مهری که در آن است به کودکی هدیه نمایم. فرقی نمیکند که کجا باشد بر ساحل کارون یا دامنه سبلان یا در حاشیه کویر شرق و یا کودکی که طلوع خورشید را از زاگرس به نظاره می نشیند، فقط قلب یاغی و بیقرارم در سینه کودکی بتپد که یاغی تر از من آرزوهای کودکیش را شب ها با ماه و ستاره در میان بگذارد و آنها را چون شاهدی بگیرد تا در بزرگسالی به رویاهای کودکی اش خیانت نکند، قلبم در سینه کسی بتپد که بیقرار کودکانی باشد که شب سر گرسنه بر بالین نهاده اند و یاد حامد دانش آموز شانزده ساله شهر من را در قلبم زنده نگهدارد که نوشت: "کوچکترین آرزویم هم در این زندگی برآورده نمیشود" و خود را حلق آویز کرد. بگذارید قلبم در سینه کسی بتپد مهم نیست با چه زبانی صحبت کند یا رنگ پوستش چه باشد فقط کودک کارگری باشد تا زبری دستان پینه بسته پدرش ، شراره طغیانی دوباره در برابر نابرابریها را در قلبم زنده نگهدارد. قلبم در سینه کودکی بتپد تا فردایی نه چندان دورمعلم روستایی کوچک شود و هر روز صبح بچه ها با لبخندی زیبا به پیشوازش بیایند و او را شریک همه شادی ها و بازیهای خود بنمایند شاید آن زمان کودکان طعم فقر وگرسنگی را ندانند و در دنیای آنها واژه های زندان ، شکنجه ، ستم و نابرابری معنا نداشته باشد. بگذارید قلبم در گوشه ای از این جهان پهناورتان بتپد فقط مواظبش باشید قلب انسانیست که ناگفته های بسیاری از مردم وسرزمینش را به همراه دارد از مردمی که تاریخشان سراسر رنج واندوه ودرد بوده است. بگذارید قلبم در سینه کودکی بتپد تا صبحگاهی از گلویی با زبان مادریم فریاد برارم: "من ده مه وی ببمه باییه خوشه ویستی مروف به رم بو گشت سوچی ئه م دنیاییه " معنی شعر: می خواهم نسیمی شوم و پیام عشق به انسانها را به همه جای این زمین پهناور ببرم.
فرزاد کمانگر بند بیماران عفونی ، زندان رجایی شهر کرج مورخ 8/10/87 تاریخ نگارش 2/10/87 بند امنیتی 209 اوین
برچسبها: خبری
یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۸۷
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه روز شنبه مورخه ٧/١٠/١٣٨٧ ...
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه دستگیر شد.
ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه روز شنبه مورخه ٧/١٠/١٣٨٧ ، ساعت ١٤
توسط ماموررین لباس شخصی با حضور نیروی انتظامی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد.
بعد از پیگیری های اعضای سندیکا هنوز از مکان نگهداری آقای ابراهیم مددی هیچ گونه اطلاعی به دست نیامده است .
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوس رانی تهران و حومه
٧/١٠/١٣٨٧
برچسبها: خبری
پنجشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۷
مصاحبه با همسر محسن حکیمی
آیا احوال پرسی کارگران با یکدیگر امنیت را به هم می زند؟
محسن حکیمی، نویسنده و مترجم و فعال جنبش کارگری شامگاه دوم دی، هنگام حضور در منزل یکی از دوستان خود بازداشت شده است. حکیمی قبلا پروندهای نداشته و اتهامی نیز بر علیه او اقامه نشده است.
منیژه گازرانی از بازداشت همسرش می گوید : اوکه شاهد دستگیری همسرش بوده، اظهار می دارد بازداشت همسرش را "خودسرانه و بدون حکم قضایی" میداند.
آقای حکیمی کی و چگونه دستگیر شدند؟
محسن روز دوشنبه دوم دیماه حدود ده شب در منزل یکی از دوستانمان به نام بیژن امیری دستگیر شد.
چرا؟
آقای امیری کارگر ایران خودروست که صبح همان روز به دلیل درگیری با یکی از عوامل حراست، بازداشت شده بود و از آنجا ایشان را تحویل نیروهای امنیتی داده بودند. ما خبردار شدیم و شب رفتیم منزل ایشان تا احوالپرسی کنیم و ببینیم چه خبر است. حدود هشت و نیم شب بود که عدهای مسلح ریختند در خانه و همه جا را تجسس کردند. کیفهای ما را که میهمان بودیم، گشتند و کارتهای شناساییمان را دیدند. همسرم را میخواستند با خودشان ببرند که ایشان اعتراض کرد و گفت اصلا برای چه مرا میخواهید ببرید؟ چرا حکم دستگیری ندارید و از این قبیل.
اصلا چطور شد که این افراد وارد خانه شدند؟
آقای امیری همراه اینها بودند. آقای امیری را به خانه آورده بودند و ایشان کلید انداخت آمدند داخل. ولی اصلا نمیگذاشتند ما با همدیگر حرف بزنیم و حتی بپرسیم که آقای امیری شما کجا هستید.
بالاخره هر دو نفر را با خودشان بردند؟
بله. البته ما همه اعتراض میکردیم که شما کی هستید. بالاخره محسن را به زور با خودشان بردند. به من گفتند بروید دادگاه انقلاب بعدا بپرسید که جریان چیست.
حالا از این دو نفر خبری دارید؟
امروز صبح من و پسر آقای امیری رفتیم دادگاه انقلاب. ایشان را راه ندادند اما من رفتم. در دادگاه شعبه دادیاری یک ویژه امنیت به من گفتند که اینها را دیروز آوردهاند و برایشان قرار صادر کردهاند. گفتند یک هفته دیگر سر بزنید که الان تحت بازجویی هستند و بعد از آن برای رسیدگی به پرونده به اینجا آورده میشوند. به من گفتند در این فاصله به شما تلفن خواهند زد. اما فعلاهیچکدام از این دو نفر، با خانههایشان تماس نگرفتهاند.
الان میخواهید چه کنید؟
کاری که میتوانم بکنم مراجعه به نهادهای قضایی است. نمیدانم کجا هستند. تنها میتوانم به دادگاه انقلاب مراجعه کنم. به همان شعبه یک امنیت ملی بروم.
فعالیت آقای امیری چه بوده؟
ایشان کارگر خودروسازی است. فعال کارگری و عضو هیات کوهنوردی کارگران هستند. کارگر قدیمی و با سابقهاند.
فکر میکنید چرا آقای حکیمی دستگیر شده؟ احوالپرسی از خانواده دوستش چه اشکالی میتواند داشته باشد؟
همسر من دفعه قبل هم به دلیل دیدار دستهجمعی و خانوادگی در پارک چیتگر با کارگران دستگیر شد. وقتی همسر من و دوستش را میبردند من به ماموران گفتم منظور شما اینست که احوالپرسی کارگران از همدیگر، امنیت شما را به خطر میاندازد؟ به نظر من وقتی کارگر با حقوق ماهی شصت هفتاد تومن کار میکند و بیمه هم نیست، مسلم است که از اوضاع ناراضی است. به وضعیت معترض است. در این حالت است که شاید دیگران از این رابطهها، نگران میشوند.
برچسبها: خبری
چهارشنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۷

به قرار اطلاع محسن حكيمي، عضو كانون نويسندگان ايران، شامگاه دوم ديماه هنگامي كه براي ديدار يكي از دوستان خانوادگي خود به منزل او ميرود از سوي ماموراني كه براي بازرسي به آن محل رفته بودند بازداشت ميشود. اين بازداشت در شرايطي انجام گرفته است كه از پيش نه هيچ پروندهاي عليه او وجود داشته و نه اتهامي بر ضد او اقامه شده است.
کانون نویسندگان ایران
سوم ديماه 1387
برچسبها: خبری
اشتراک در پستها [Atom]

