چهارشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۷
دولت نهم در واردات قبول ,اما در صادرات رفوزه
چشم اصولگراها روشن
دراخبار روزهای گذشته خبررتبه آخری دانش آموزان ایرانی در جهان ,از حیث خواندن ونوشتن وهمینطور از نظر دروس ریاضی وعلوم نظرها را به خود جلب کرد. خانم هاجر تحریری نیک صفت , رئیس پژوهشگاه تعلیم وتربیت آموزش پرورش , طی یک کنفرانس خبری که به مناسبت هفته پژوهش برگزار می شد اعلام داشت , که هرچند سال یک باردوآزمون بین المللی بنامهای ( تیمز وپُلز) برگزار می شود که, طرح تیمز مربوط به پژوهش هایی بین المللی در زمینه آموزش وپرورش است وطرح پُلزنیز درزمینه ریاضیات وعلوم. این رشته ها شاخه های جانبی نیز دارند. مامتاسفانه دربین 29کشورازسراسر جهان درمکان آخر قرار گرفتیم.تااینجا آنچه را که مشاهده کردید, چکیده کنفرانس خبری مربوط به این موضوع است.اما گاهاً خبرها بهانه ای می شوند , تا گُریزی بزنیم به صحرای کربلای دولت نهم.
حال فهرست واراز برای آگاهی افکار عمومی وگوشزد به صاحب منصبانیکه هنوز در خواب خرگوشی اند ,باامید به اینکه گوش شنوایی در گوشه ای ازاین مملکت یافت شود. به بررسی اجمالی ورشکستگی دولت می پردازیم. که ای غافلان آگاه ونا آگاه چه نشسته اید , که کشور در ورطه نابودی است . دولت نهم , که با تمام داد فریادهای این چند ساله اش , با شعارهای من آنهم که رُستم بود پهلوانم درنبود دولتمردانی سیاسمتدار واستخوانداری , چنین رجزخوانی می کند , ببینیم کجا را فتح کرده وچه دست آوردی داشته وکدام گل را بر سر ملت ایران نشانده است !
آری این دولت همان دولتی است که وقتی عرصه سیاست را به ناحق متصرف شد ,به صغیر وکبیراین مملکت رحم نکرد وتا آنجایی پیش رفت که درتغیر وتحولات ومهره چینی های خود,حتی به آبدارچی اداره ثبت واحوال محله شان هم گذشت نکرد که از برکت کارش لقمه نانی به سر سفره خویش می برد. تا چه رسد به مدیران وسیاستمداران کلان این سرزمین . وهمه این کارها نمی شد مگر به حمایت وپشتیبانی رهبر, این هم یکی از خیانت های بی شماری است که با دست برد به قانون اساسی اولیه پس از انقلاب این همه اختیارات بی حصرو کران به آقا داده شد. ناگفته ناماند که اختیارات نا محدود هر کسی را در هر لباسی دیکتاتور بار می آورد . نتیجه آن شد که امروز بجای رهبر محبوب , مردم شعار دیکتاتور نمی خواهیم سر می دهند . دولت تعقلبی احمدی نژاد هم با تکیه به همین ستون دیکتاتوری کشور را به روز سیاه نشاند. چه شعارها که سر به آسمان نکشید و چه وعدها که نداد, ای مردم چه نشستید همانی که به انتظارش هستیداز راه برسد من همانم , ازاین پس نگران نباشید گرآب گیرتان نیامد در عوض در نفت, این طلای سیاه غوطه وار خواهید شد عجبا ! واما ...
کارنامه سیاست خارجی دولت احمدی نژاد , همان است که همگان به نظاره آن نشسته اند, آشفتگی مناسبات خارجی با دُول اروپایی وآمریکایی و آسیایی , البته بجز چند تائی که نقش چندان تعین کننده ای در عرصه سیاست جهانی ندارندو بنا به عرف دیپلماسی وحفظ منافع کشورشان با دولت فعلی در رفت وآمدند ولا غیر چیزی نیست. از طرف بقیه کشورها یا ترد شده ایم یا به اکراه ما را می پذیرند. اصلا ً تخصص این دولت در دشمن تراشیست نه در دوست یابی . از حق هم نباید گذشت که دراین یکی رتبه اول را داراست .درعرصه سیاسی ودیپلماسی سرنوشت کشوررا بجای رسانده که اگر گره ای را می شد روزوروز گاری با دو انگشت دست باز کردامروز با چنگ ودندان هم دیگر باز نمی شود. چه درعرصه حل معضلات تولید انرژی هسته ای, چه در زمینه روابط اقتصادی وتجاری , چه در حیطه مناسبات سیاسی و فرهنگی ,چه درمیدانهای علمی وپژوهشی وورزشی و...آنچنان خرابکاری صورت داده که حالا حالاها به آبادانیش نباید امید بست. واما ...
کارنامه سیاست داخلی این دولت ,که الاما شاالله ست به هر گوشه اش بنگری جز خرابکاری ویاس وناامیدی چیزی نصیبت نخواهد شد.در عرصه تولید وترویج علم ودانش بر خلاف تبلیغات گوش پرکن دولت وبادنجان دورقاب چین هایش, جز تبلیغ وترویج گسترده خرافات در سطح کشور و عقب نگه داشتن سطح علمی جامعه و خانه نشین کردن جامعه شناس واستاد ودانشجو وپژوهنده, چیز دیگری آید جامعه نگشته است . وزارت آموزش وپرورش اش شده وزارت رکود ونیندیش , کتب درسی رااز بیخ وبن تهی کرده جایش خرافات گنجاندند. استاد ماهررا به خانه نشاندند و حجت اسلام آیت الکرسی خوان جایش گذاشتند. در یک کلام هر آنچه را که روزگاری خود داشتیم وصادر می کردیم امروز در واردات آن رتبه های اول جهانی را کسب می کنیم ! از گندم و چای وشکر .پارچه و میوه و بنزین و می توان همچنان این سیاهی را ادامه داد را با التما س از کشورهای دیگر وارد می کنیم .
صادرات می شود گفت در حد صفر , اما نپرس از واردات آنچه را که خود داشتیم وبه صادارات اش فخر می فروختیم , امروز کاسه گدایی در دست گرفتیم . گندم ازآمریکا می خریم والبته با التماس , شما نگاه نکنید به این شعارهای داخلی نماز جمعه های آقا , ما کجا وصادرات گندم کجا , خدا رحمت دیگر آنروز را , از چای وقند وشکر نگوئید که واویلاست ,کشاورز وچایکار وچغندر کار امروز نشسته به زیر خط فقر روزگار, تا چه رسد به تولید وصادراتش . روزی که واردات وصادرات افتاد به دست تجار همان روز شکست کمر تولید داخلی از برکات این صنف مال اندوز وغارتگر همیشه روزگار. کارگران نیشکر هفت تپه سالهاست می جنگند برای حق و حقوق خویش و بازسازی وراه اندازی مجدد این صعنت , ولی کو گوش شنوایی. شکم سیر کی داند حال وروز بی شام خفتگان را . وزیر ملیاردی کجا ودادستانی فقرا کجا ؟ میوه وتره بار را هم ازکشورهای چون پاکستان وهند وارد می کند . به خیال اینکه مردم را راضی نگه دارد و رای شان بخرد , اما گمان نمی کنم این بار مردم رای شان به هر قیمتی وبه هر کسی بفروشند.
زمزه دلخراش ورشکستگی صعنت فولاد کشور امروزها به به گوش می رسد, که خود حدیث مفصلی خواهد بود , عدم مدیریت صحیح عدم توازن تولید وتوزیع به موقع در کشور, ناهمانگی قیمت ها , رعایت نکردن استاندارد های بین المللی کیفیت وکمیت تولید و سیاست ملک الطایفی دراداره این صنعت عظیم همه وهمه دست درست هم داده و آنرا به ورطه سقوط می کشاند توجه داشته با شید اگر چنین اتفاقی بیفتد باید فاتحه صنعت ذوب آهن را که صنعتی است بسیار عظیم و مادر دیگر صنایع را باید خواند , دراین صورت بدون چون چرا کشور مواجه خواهد شد با فاجعه عظیمی که نه تنها منبع در آمد سر شاری را از دست خواهد داد , بلکه باعثبیکاری وبی خانمانی دها هزار نفر کارمند و کارگر ومتخصص این صعنت و تعطیلی این پروژه عظیم با سابقه خواهدشد. این است نتیجه سپردن اداره مملکت به اصطلاح به مکتبی های بی تخصص نا کار آمد . وقتیکه نظامی جای غیر نظامی نشیند , دیپلمه بیکار با مدرک ساختگی بر مسند وزارت تکیه زند , مجلس ودولت مستضعفانش وزیر میلیادر بر گزیند , کابینه دولت اش با پول بیت المال سفر حج کند , فاطمه رجبی زن الهام مشاور احمد نژادبا پول دولت مهمانی بدهد و برعلیه دیگران توطعه چنینی کند . مملکت همانی می شود که امروز می بینید!
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری!
برچسبها: سیاسی واجتماعی
دوشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۷
همه دلایل شکست اصولگرایان !
اصول گرایان همه نهادها را از آن خود کردند و در لحظه یی که همه چیز را بدست گرفته اند یک چیز مهم را از دست دادند. آنها در عمل نشان دادند از حداقل عقلانیت،انعطاف پذیر،مشورت پذیری و در یک کلام کارآمدی بی بهره اند و اکنون کسانی که با داشتن همه منابع قدرت نقش منتقد فعال را بر عهده داشتند بهانه ای برای توجیه ضعف مفرطی که به نمایش گذاشته اند ندارند آنها هر چقدر در مرحله نفی یکپارچه عمل کردند در مرحله ایجابیت پاره پاره و سرشار از تناقض های آشتی ناپذیر ظاهر شدند.
این شکست ر ا نباید بعنوان یک پیروزی سیاسی برای آنها که از قبل می دانستند محافظه کاران رادیکال و رادیکال های محافظ کار چیزی در مشت بسته شان ندارند تلقی کرد.شیوه مدیریت این گروه آنچنان آسیب جدی به کشور زد که همه چه موافق وضع موجود و چه مخالف احساس ناکامی و یاس می کنند. باید با آسیب شناسی دلایل این شکست امکان خودآگاهی جمعی را فراهم کرد. نکته بدیعی که این گروه آنست که در اوج ناکامی گرفتار غروری کاذب است که هیچ دلیلی جز ناتوانایی عقل مسلط در شناخت خودنیست. بی اعتنایی مطلق شان در برابر شواهد تجربی شگفت سازاست. ادامه مطلب
برچسبها: سیاسی واجتماعی
جمعه، آذر ۰۸، ۱۳۸۷
پس چراحکومت نظامی!
فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ سردار عراقی امروز صبح در جمع خبرنگاران ضمن اعلام آغاز مانور به اصطلاح امنیت اجتماعی توسط نیروهای بسیجی . اعلام داشت گشت های عملیاتی بسیج دائمی وماندگار خواهدبود ازاین نظر خیال همه را راحت کنم.بسیجیان از این به بعد درکوچه وخیابان به گشت زنی خواهند پرداخت.
اولین سوالی که در ذهن هر انسانی تداعی می شود این است که با این پدیده نامتعارف که هدفی جزایجاد رعب ووحشت وترساندن مردم که دم فرو ببندن وعقب نشینی کنند ودرهر چه انتقاد واعتراض را نسبت به حکومت ودولت اش ببندن چیزدیگری نمی تواند باشد. اما به اعتقاد من مردم باید باجدیت عکس آنرا انجام بدهند. شاید کسی پیداشود واز من بپرسد استدلام از برای این نظر وپیشنهاد ام چیست ؟ اتفاقاً پرسش بسیار بجایست. پاسخ بنده روشن است به دودلیل ساده وتجربه شده حداقل بعد از انقلاب نه زمانهای بسیار دور یکی برمی گردد به بی اعتنایی مردم به حکومت نظامی های دوران اوایل انقلاب که حکومت ناچار به عقب نشینی شد, و دیگری که شامل حال حکومت مداری دوران علی خامنه ای می شود , یعنی در دوران اصلاحات زمانی که مردم همراه دانشجویان به حکومت او اعتراض کردند ودیدیم که حکومت موقتی هم که شده بود عقب نشینی کرد .(به هیچ وجه نمی خواهم در اینجا به بررسی معقولانه یا نا معقولانه بودن آن اعتراض در ان شرایط بپردازم , دراین نوشته نیز مقصدم از اعتراض , اعتراضهای مسالمت آمیز جنبش مدنی صلح طلبی ودمکراسی خواهی است نه روشهای خشونت امیز... !)
ازطرف دیگرعمل کرد نظامی دولت احمدی نژاد به نوبه خود یک اعلام جنگ تمام عیار به حقوق شهروندی مردم است، یک تهدی جدی است علیه هرگونه اعتراض در جامعه امروزین ایران.
تصاویر منتشر شده از این مانور، نیروهای ضد شورش را نشان می دهد که با کلاه خود و باتوم در مراکز شهر مستقر شده اند.همانطوریکه گفته شد دیگر قرار نیست این نیروها را به پایگاه های خود برگردانند و از پایان هفته بسیج ، این نیروها در تمام محلات شهرهای بزرگ به گشت زنی خواهند پرداخت.خوب معنی ساده این تصمیمات دولت، یک حکومت نظامی غیراعلام شده است . از این ببعد جلوگردهمایی هاو تجمعات جوانان را به ویژه در زمینه های سیاسی وفرهنگی در محیط های دانشگاهی ویا در شبها به بهانه تامین امنیت خواهند گرفت، زنان ودختران ما بیش از بیش مورد تعرض وبی حرمتی گماشتگان این دولت اوباش ها قرار خواهند گرفت و جامعه به صورت فوق العاده در خواهد آمد.
زیراموقعیت سیاسی حاکمیت راستگرای جمهوری اسلامی, با اوج گرفتن بحرانهای اقتصادی بشدت شکننده تر شده و جنگ جناح های درونی جمهوری اسلامی وارد مرحله ای تازه شده است وازاین رو اینطور به نظر می رسد که :
هر دوسمت رژیم در آینده نگرهای خود به این نتیجه رسیده اند که مردم به ادامه روند فقر وفسادوتبعیض و بیکاری اعتراض خواهند کرد و از هم اکنون اوج گرفتن اعتراضات قشرهای مختلف جامعه ازانجمله اعتراضات معلمان وزنان ودانشجویان و کارگران را حس می کنند.
نمی شود دیگر با وعده، جوابگوی شکم های گرسنه اکثریت مردم بود، دیگر نمی شود با آزمایش موشکها و سلاح های سنگین مردم را از نگرانی حمله به ایران ترساند. دیگر نمی شود بعد از فرستادن نامه تبریک به رئیس جمهور آمریکا(از ترس فشارهای اقتصادی بیشتر) مردم را با شعار مرگ بر استکبار سرگرم کرد.
امانباید فراموش کرد که تاوان این بن بست همه جانبه رژیم را مردم باید بدهند، آیا زحمتکشان و قشرهای دیگر تحت فشار جامعه زیربار این تعرض اشکار خواهند رفت؟
آیا حکومت قدرت سرکوب اعتراضات گسترده مردم را خواهد داشت؟
آیا پاسخ دو پرسش بالامی تواند در سرنوشت حکومت ومردم تاثیر گذارباشد؟ اما چاره کار چیست؟ راه حل کدام است؟
شواهد نشان می دهدکه دولت احمدی نژاد آخرین سعی خود را خواهد کرد که با هرگونه اعتراضی، به وحشیانه ترین شیوه برخورد کند و حضور نیروهای نظامی در شهرها به همین منظور است . وگفته ها حاکی از آن است که این دولت به هر طریقی که شده می خواهد برنده انتخابات شود, اگر مردم به هوش نباشند وبه خود نیایند ونجنبند از کجا معلوم که چنین نشود, آیا می توان آنگاه با افسوس خوردن آب رفته را بجوی بر گرداند به اعتقاد من هرگزً!
چاره کار اما اعتراضات پراکنده بی منطق وبی حساب وکتابیکه منجربه شورشهای کورشود هم نیست , چراکه از اینیهم که هستیم نیز می افتیم! ، چاره کار به تنهایی اعتراضات دانشجویی هم نیست، چاره کار حتی اعتصابات پراکنده کارگران هم نیست.این اعتراضات در جامعه وجود دارند و خوب هم هست که مردم با هر درجه از توان در مقابل رژیم مقاومت می کنند. واینها همه لازم وملزوم یکدیگرند.این سرشت پدیده های اجتماعی است که تابع قوانین عمل و عکس العمل هستند وهمیشه هم معکوس عمل می کنند..
جواب ابن معضل اتحاد مسالمت آمیزوگرد آمدن در یک جبهه وسیع صلح طلبی ودمکراسی خواهی است.زیرا در مقابل عمل کرد جبهه ای باید جبهه ای عمل کرد, غیر از این هرچه با شد آب در هاون کوبیدن خواهد بود.
برچسبها: سیاسی واجتماعی
اشتراک در پستها [Atom]
