چهارشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۷

 

آخرین بیانیه کانون نویسندگان ایران


همچنان هجوم! همچنان سرکوب!همچنان ممنوعیت!


مردم شریف ایران!

هجوم و سرکوب در مقابل خواسته‌ها و اعتراض‌های برحقِ قشرهای مختلف مردم برای قدرت‌مداران به روشی همیشگی تبدیل شده است. در چندین ماه اخیر، با بحرانی‌تر شدن اوضاع اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور و در سطح جهان، بار دیگر موج جدیدی از سانسور و ممنوعیت، احضار، دستگیری، بازداشت و صدور احکام روزافزون احکام سنگین و اجرای اعدام برای مقابله با پیامدهای بحران هر دم فزاینده به راه افتاده است. طرفه آن که در کنار این اقدام‌ها، صاحبان قدرت می‌کوشند اسناد و مدارک سرکوب‌های قبلی را از میان ببرند.( ادامه مطلب)

برچسب‌ها:


شنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۷

 
شهنازغلامی فعال حقوق بشر

یونسکو:

روزجهانی زبان مادری گرامی باد


گزارش روز جهانی زبان مادری در آذربایجان


زبان خود را دوست بداریم ,به زبان دیگران هم احترام بگذاریم


سازمان یونسکو 21فوریه مصادف با 2 اسفندهر سال را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده است . و سازمان ملل منشوری را با عنوان اعلامیه جهانی حقوق زبانی ، برای رعایت حقوق همه اقوام و گروههای زبانی به تصویب رسانده است. و در حال حاضر بسیاری از دولتها متعهد به اجرای آن گردیده اند. و جالب است بدانیم که حاکمیت اسلامی ایران نیز از امضاء کنندگان آن اعلامیه محسوب میشود- ولی متاسفانه همانطوریکه در قانون اساسی حاکمیت اسلامی اصول 15و19که در باره رسمی کردن زبان های غیر فارسی و داشتن مدارس غیر فارسی زبان می باشد، معوق مانده است و هرگونه مطالبه این اصول تجزیه طلبی محسوب می شودو فعالین آن تحت عنوان اخلال گران امنیت ملی به مجازات های سختی چون محرویت از تحصیل و اشتغال، اخراج، تهدید ، زندان ، شکنجه و... محکوم می گردند.-بااین حال حاکمیت اسلامی نسبت به اجرای آن هیچ تعهدی رادر خود احساس نمی کند وافکار عمومی چه در داخل و چه در سطح جهانی برایش بی اهمیت میباشد.


به همین دلیل مردم آذربایجان هر ساله به مناسبت این روز سعی می کنند تا مراسم ویژه این روز را در شهرهای مختلف آذربایجان برگزار کنند، به رغم آنکه در اصل 27 قانون اساسی راهپیمایی بدون حمل سلاح مجاز اعلام شده است، اما مستبدان مذهبی حاکم در ایران با راهپیمایی مدنی مردم ما به طرزی خشونت آمیز برخورد می کنند- ودر همه مراسمی که به مناسبتهای مختلفی چون 21 آذر (روز بزرگداشت پیشه وری )، 1 خرداد (روز دفاع در برابر توهین بزرگ شوونیستهای فارس زبان به مردم ترک زبان در روزنامه دولتی ایران)، روز بزرگداشت مشروطه و گرامیداشت یاد و خاطره ستارخان وباقرخان ، سالروز تولد بابک خرمدین در قلعه بابک و... توسط چکمه پوشان نظامی اسلحه به دست با خشونت بی حد وحصر سرکوب می شود.-

امسال نیز در مورخه 2/12/86 فعالان حرکت ملی آذربایجان اعلام کردند که در ساعت 30/16 در بازار تبریز تجمع خواهند کرد تا مگر مطالبات و خواسته های به حق مردم شریف آذربایجان را به طرزی مدنی ومسالمت آمیز مطرح نمایند.


از چند روز قبل از مراسم نیروهای نظامی در همه جای شهر کمین کرده بودند ونیز به فعالان حرکت مدنی بارها زنگ زده بودند به اداره اطلاعات بیایند ودر آنجا تعهد بدهند که در راهپیمایی شرکت نخواهند کرد. با وجود همه ارعابها وتهدیدها مردم از ساعت 16 در بازار ، خیابان تربیت قدیم وجدید ، روبروی بانک ملی ودارایی و... برای شرکت در مراسم آمده بودند وتجمع مردم در خیابانهای ذکر شده به طرز غیر عادی چندین برابر دیگر روزها بود ولی در برابر آنها نیروهای سرکوبگر در جای – جای مراکز شهر چون بازار ، چهارراه شریعتی ، میدان ساعت و... مسلح ایستاده بودند.

این نیروها به چهار شکل حضور داشتند :

-عده ای از آنها با لباس شخصی و غیر نظامی در بین مردم می گشتند .

-نیروهای انتظامی که در داخل اتوبوسها به حالت آماده باش به خیابان آورده شده بودند .

-یگان های ویژه که با باتوم و زنجیر وسلاح های گرم و سرد به صورت دسته های چند نفری در همه مسیرهای یاد شده آمد ورفت می کردند.

-ونیز خانم های بسیجی که با اسلحه ودستبند ودیگر تجهیزات نظامی برای دستگیری زنان فعال سیاسی ، چون موریانه های زشت وسیاه ، بدون آنکه پیاده شوند در داخل مینی بوس نشسته بودند ومنتظر فرصتی بودند تا زنان مبارز وآزاده آذربایجانی را به زعم باطل خود مورد تعقیب وسرکوب قرار دهند.

نیروهای نظامی در راسته کوچه (اول بازار)در داخل مسجد جامع شهر ،در خیابان تربیت در داخل مسجد شعبان، داخل مصلی و...کمین کرده بودند و علاوه بر آن در پارکینگ های خیابان فردوسی اجازه پارک هیچ خودرویی داده نمیشد و به جای آن نیروهای نظامی از صبح آن روز در آنجا مستقر شده بودند.

در بالای ساختمانهای بلند ،دوربین های مدار بسته تعبیه شده بود. علاوه بر فشار نیروهای امنیتی برای مقابله با هر گونه تحرک وتجمع احتمالی مردم ، هوا به شدت سرد بود وسوز آزار دهنده آن تا مغز استخوان آدمی را به درد می آورد وامکان توقف چند ساعته در خیابان را برای فعالان دشوار می کرد.

خلاصه با وجود عوامل و شرایط ذکر شده امکان ایجاد اعتراض مدنی به صورت راهپیمایی برای فعالان حرکت مدنی آذربایجان فراهم نیامد ولی در خیابان های مختلف شهر همچون خیابان بهار و قره آغاج بر روی دیوارها این شعار ها نوشته شده بود:

- آنا دیلینده مدرسه (مدرسه به زبان ترک)

- اویان تورک (ترک بیدارشو)

- یاشاسین مسقل وآزاد آذربایجان (زنده باد آذر بایجان مستقل وآزاد)

- یا آزادلیق یا اولوم (یا مرگ یا آزادی)

- تورکون بئلی بوکولمز (کمر ترک خم نمی شود)


علاوه بر تبریز ،در شهرهای ارومیه و زنجان نیز وضعیت مشابهی وجود داشت و بنابه اظهارنظر فعالان حرکت ملی ارومیه وزنجان علیرغم آنکه مردم وفعالان حرکت ملی به تعداد زیادی برای شرکت در راهپیمایی از نقاط مختلف آمده بودند ولی در آن شهر ها نیز همچون تبریز به دلیل انسداد فضای سیاسی – اجتماعی حاکم به مردم آن شهر ها نیز اجازه اجرای مراسم داده نشد .

ولی بنابه گزارش های پی در پی وارسالی مستند از منطقه سلدوز ونقده مردم غیرتمند وهویت طلب آنجا ، در خیابان های امام ، مسافری ، علمی توانسته اند برای ساعتی بر وضعیت فوق العاده نظامی حاکم فایق آمده وبا دادن شعارهای ترکی ونیز پخش بیانیه های مختلف در این رابطه ، این نکته به غایت مهم را به اثبات برسانند که هر چند مستبدان مذهبی حاکم بخواهند با پاک کردن صورت مسائل وموضوعات مهم سیاسی – اجتماعی مربوط به جامعه ونیز با تشدید ارعاب وفضای تهدید ، چند صباحی به حاکمیت مستبدانه خود ادامه دهند اما سرانجام اینهمه جرقه های به زیر خاکستر خفته به آتش قهر مردم تبدیل خواهد شد وبنای تمامیت خواهی وانحصارگری وریا و تزویر دشمنان عرفان ، آزادی وبرابری را در خود خواهد سوزاند وفردا ، فردای روشن آزادی ، فردای پر از امید ورویایی ، فردای سرشار از عشق وسر بلندی وسر افرازی از پس سالیان دراز انجماد وسرما وشبهای متوالی تیرگی زا ودهه های زجرآور تاریخ حیات اجتماعی – سیاسی سرزمین اهورایی ما و از پشت دیوارهای بلند نابرابری وبی عدالتی ، همچون عزیزی گمگشته با چهره ای سرخ ولبانی از خنده باز وسر انگشتان شکوفه بسته خواهد آمد ونور وعشق ورهایی را باخود خواهد آورد تا جانشین تیرگی ، نفرت واسارت سازد.


شهناز غلامی

عضو انجمن روزنامه نگاران زنان ایران (رزا) 03/12/86

برچسب‌ها:


 

«خبرویژه»


به دستورمقامات ارتباط خاتمی با مردم قطع می شود !


ازآنجایکه درکشورما هیچ چیزی شبیه دیگرکشورها نیست , همیشه ممنوعیت هاوسخت گیری هاوقدغن کردنها نتیجه عکس میداده, به اعتقاد من فیلترکردن سایت یاری نیوز که می شود گفت یگانه تریبون ارتباطی مردم با خاتمی بود نیز صددرصد نتیجه عکس خواهد داد ومردم از هر طریقی که بتوانند پیاهم های خود را به او خواهند رساند.

اما بخش دیگر صحبت های من بر می گردد به جبهه مشارکت وخود خاتمی که تا کنون نتوانسته اند روزنامه ای بعنوان ارگان اطلاع رسانی خود فراهم نمایند واین نقص کمی نیست وکسی ازآقایان این رانمی پذیرد که باادعای بدست گرفتن قدرت وارد میدان شده باشند ولی هنوز نتوانسته باشند یک ارگان مستقل حداقل در سطح حزب اعتماد ملی داشته باشند .در هرحال امید وارم به خود آیند وفکری به حال روز خود بکنند. خبررا درپی بخوانید :

دولت مهرورز نهم بالاخره یاری را فیلتر کرد/ بنا به تصمیم مقامات مردم حق ندارند پیام خود را به خاتمی برسانند

به گزارش پایگاه خبری یاری، فیلترینگ یاری از پیشازظهر امروز در ISPهای متعدد اینترنتی آغاز شده است.

فیلترینگ سایت حامیان کاندیدای اصلی اصلاحطلبان و رئیس جمهور سابق کشورمانبه دستور مقامات دولت نهم که مدعی آزادی و مهرورزی است، صورت گرفته است. در چند روز گذشته خبرنگاران برخی سایتها و روزنامههای حامی دولت به همراه تعدادی از مسئولان اجرایی، تلاش زیادی را فیلترینگ سایت حامیان خاتمی انجام داده و از روش های مختلفی برای رسیدن به این هدف استفاده کردند.

پیش از این نیز رسانههای وابسته به جریان اقتدارگرا مانند خبرگزاری فارس و رجانیوز، با انتشار اخبار ویژه، زمینهسازی برای فیلترینگ یاری را آغاز کرده بودند.روزنامه کیهان هم به عنوان بازوی اصلی این جریان، مدتهاست که با انتشار اخبار خاص و جهتدار زمینه برخورد با پایگاه خبری حامیان خاتمی را فراهم کرده است.گفتنی است از طریق سایت یاری بیش از 90 هزار پیام از سوی مردم به خاتمی ثبت شده است که فیلتر کردن این سایت که تنها پیامهای مردم را به خاتمی میرساند جای تامل بسیار دارد.

تاریخ انتشار: ٣ اسفند ١٣٨٧

ساعت: ١٤:٦

برچسب‌ها:


جمعه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۷

 
فراخوان بزرگ !

جنبش اعتراضی معلمان را تنها نگذاریم

- ­شنبه 3/12/87 ضمن حضور در مدرسه و کلاس درس، فرصت زنگ­های تفریح را مغتنم شمرده و با روش­های مختلف همکاران فرهنگی را در جریان برنامه­های روزهای یکشنبه و دوشنبه 4و 5 اسفند­ماه قرار دهند.

2- روزیکشنبه 4/12/87 تمامی همکاران فرهنگی ضمن حضور در مدرسه و استقرار در راهروی مدارس و کمک به مدیران و معاونان محترم در حفظ نظم کلاس­ها، دلایل عدم تدریس خود را به اطلاع دانش­آموزان و خانواده­ی آنان خواهند رساند.

3- روز دوشنبه 5/12/87 به عنوان روز اعتصاب عمومی اعلام و فرهنگیان در این روز از حضور در مدرسه خودداری خواهند کرد.

از نمایندگان محترم معلمان توقع داریم ضمن یاری همکاران خود در اجرای هر چه بهتر مفاد این بیانیه متن امضاء شده بیانیه حاضرتوسط همکاران را برای مسئولان رده های مختلف نظام ارسال نمایند .

(ادامه گزارش )

برچسب‌ها:


 

بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی در خصوص


احکام صادره برای فعالین هویت طلب آذربایجان

مجمع دانشگاهیان آذربایجانی در اعتراض به احکام صادره برای فعالین هویت طلب آذربایجان بیانیه ای صادر کرده و در آن عنوان کرد که «فعالیت در جهت برقراری عدالت واقعی در کشور و برخورداری همه شهروندان از حقوق ملی و زبانی خویش بعنوان یک فرصتی است که متاسفانه با آن برخورد می شود».

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی در خصوص احکام صادره بر علیه فعالین حرکت ملی آذربایجان طی هفته های اخیر جمعی از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان با اتهامهای تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، اقدام علیه امنیت ملی و مشابه آن به زندانهای طولانی مدت محکوم شده و حتی عده ای از فعالین حرکت ملی آذربایجان در استان اردبیل علاوه بر حبس طولانی مدت، حکم تبعید را از دادگاههای انقلاب دریافت کرده اند. این در حالی است که خواسته اکثریت فعالین مدنی آذربایجان دفاع از هویت ملی و فرهنگی خویش و تلاش در جهت برقراری حقوق شهروندی ملت ترک آذربایجان در داخل کشور ایران از راههای کاملا مدنی و مسالمت آمیز بوده است. بدون شک چنین برخوردهای غیر منطقی باعث افزایش هرچه بیشتر شکاف قومی در کشور شده و حل مسئله ملی را بیش از پیش دچار مشکل خواهد ساخت. در حالی که در روزهای قیام اقوام و ملل ایران برعلیه رژیم ظالم و شوونیستی پهلوی و برقراری حکومتی مبتنی بر شعارهای «آزادی» و «عدالت» قرار داریم، مشاهده چنین احکامی از طرف مسئولین جمهوری اسلامی بر علیه فعالین راه آزادی و برابری و عدالت دور از ذهن و منطق بوده و با ایده های فوق کاملا در تضاد است.مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ضمن دفاع از حرکتهای مدنی و مسالمت آمیز فعالین حرکت ملی آذربایجان در جهت احقاق حقوق فرهنگی و سیاسی ملت ترک آذربایجان، احکام صادره فوق را دور از عدالت و مهرورزی نظام جمهوری اسلامی دانسته و خواستار برچیدن چنین برخوردهای غیر عقلانی مسئولین کشور می باشد. به عقیده مجمع فعالیت در جهت برقراری عدالت واقعی در کشور و برخورداری همه شهروندان از حقوق ملی و زبانی خویش بعنوان یک فرصتی است که متأسفانه برخوردهای خشونت آمیز همراه با دستگیری فعالین ملی و مدنی و بازداشت و زندانی کردن در سلولهای انفرادی و وارد آوردن فشارهای روحی و جسمی به آنان، چنین فرصتی را به تهدیدهایی تبدیل خواهد کرد که جبران آن غیرممکن خواهد بود.

کاملاً مرتبمجمع دانشگاهیان آذربایجانی

جمعه دوم اسفند 1387

( امیرکبیر)

برچسب‌ها:


دوشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۷

 

اوهم یک انسان بود !


آنکه دیروزخودش را درمقابل مجلس آتش زد قبل ازهرچیز یک انسان بود . هرچند نگاه احترام آمیزبه معلولین ومجروحین وجانبازان به دلیل فدارکارها ووضیعت خاصی که دارند اولویت می یابد, ولی ازنگاه دیگراویک انسان بود ودارای حقوق انسانی اونیز زندگی را ودر کنارخانواده خویش زیستن را دوست داشت.

اوانسانی بودکه از فشار زندگی ومحرومیت های آن به بن بست رسیده وخودرا پیش دوست دشمن شرمنده یافته وسالها دربدری کشیده ودنبال یک راه وچاه, وپاسخ شنیدن ازمقامات وبه اصطلاح مسئولین بودتا شاید گره کارش گشوده شود که چنین نشد. ولذا دراوج بحران وناامیدی دست به چنین کاری زد شاید گوش شنوایی دراین مملکت دیکتاتورزده یابد که نشد ونهایت جان خویش به آتش کشید.


می گویند این شخص مشکل روحی روانی داشته اگر چنین چیزی واقعیت داشته باشد اوباید تحت معا لجه قرارمی گرفت پس جلو مجلس چکار می کرد, درثانی این اولی نیست قبل از اونیز شخص دیگری خودرا در مقابل مجلس آتش زده بود البته پُر واضح است که آخری نیزنخواهد بود, از قدیم گفته اند سالی که نیکوست از چی از بهارش پیداست مشکل گشایی که احمدی نژاد باشد از این بهتر نمی شود.

آنگاه ریاست مجلس با کمال وقاهت وبا ژستی که گویا کسی که به زندگی فاجعه آمیز خود چنین دلخراشانه پایان داده مقصراصلی است,می گوید او جانباز نبوده بلکه یک فرد عادی بوده , بیکار بوده ومتعاد بوده گویا همه این عیب ایرادهارا این شخص از شکم مادرش آورده بوده ومسولین وجامعه درآن هیچ دخیل بنوده اند. این یعنی کمال بی مسئولیتی در مقابل سرنوشت یک انسانی که از تمام مزایای حقوقی طبق قانون اساسی برخوداراست واین چیزی جزء شرمندگی برای مسولین این مملکت البته اگر حجب وحیای در آنها باشد نخواهد داشت!

برچسب‌ها:


یکشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۸۷

 

صدورفتوای قتل وعام ُسنیها !


اززبان یک روحانی


اخیراًفیلمی ازشبکه یوتوب دیدم شاید خیلی ازشماهاهم آنرا دیده باشید , تماشای این فیلم کمی دقت ووسواس می طلبد تا آنچه را که می خواهم توضیح دهم , به شکل ملموسی درذهن جای گیرد وفضای طی شده سی ساله ایران را برای بیننده تداعی کند.دراین فیلم آخوند تازه به دوران رسیده ای که گویا نامش مهدی دانشمند است , از آن جهت گفتم گویا چراکه حیف کلمه دانشمند است که برازنده این هیکل وعقل تروریست پرورباشد. اوجزیک جوجه آخوندپرروبی نزاکت چیزی بیش نیست! (من به همه عقیده ها ومسلک ها ومرام ها احترام می گذارم حتی مخالف من باشند, مراکاری به بی دینی وبا دینی نیست , احترام من به انسان بودن انسانهاست , قصد من کنکاش سمت وسوی سیاست هاست همین )پیام این فیلم چیزی جزءصدوریک فتوا نمی تواند باشد.


این همه را گفتم تابه بهانه این دیدن این فیلم برسم به خاطره ای از دوران انقلاب که چندان هم بی ربط از موضوع بحث ما نیست وشاید برای بسیاری از شماها که آنروزها را بخاطر می آورید خاطره ای باشد آشنا।درسالهای اوایل انقلاب( 59-60) بخاطردارم یک روز جمعه درخانه مشغول نوشتن چیزی بودم وداشتم خودم را برای رفتن به دیدارجمعی آماده می کردم, رادیو مثل اغلب مواقع روشن بود وداشت سخنرانی نماز جمعه مرحوم آیت الله طالقانی را پخش می کرد. اوایل جنگ ایران و عراق بودوبخشی از کشوردراشغال دشمن ,ازطرفی شلوغیهای کرُدستان وتُرکمن صحرااز سوی نیروهای چپ تندرومثل سازمان چریکهای فدایی خلق ایران آن زمان که بعداً طی پروسه ای درآن انشعاب صورت گرفت وبه اکثریت واقلیت تقسیم شدندو چند گروه چپ روهم سوی دیگر. که می خواستند با تکیه به مشی مسلحانه چریکی درکردستان وترکمن صحرا با اقدامات به اصطلاح انقلابی زمینهای کشاورزی را بین دهقانان تقسیم وحکومت خود مختار محلی اعلام کنند ولذاهر روزدرگیری وخونریزی از طرفین ادامه داشت .


زنده یاد طالقانی طی تحلیلی درسخنرانی خود این را عملی چپ روانه توصیف کرد که دارید مرتکب اشتباه بزرگی می شوید الان چه وقت این کارهاست در عین حال برای اولین بار آنهارا جوجه کمونیست خطاب کرد وگفت شما جوجه کمونیست ها دارید آنجا خبرابکاری می کنید بروید یادبگیریدواستخواندارشوید . طالقانی به دگراندیشان وکمونیستهای استخواندار واصیل احترام می گذاشت درعین حال چپ های جوان رانه باتند خویی وکُشتن بلکه با نصیحت ومدارا به آرامش واصلاح روش دعوت می کرد.


قصد من به هیچ وجه اینجا مقایسه شخصیت مرحوم طالقانی با روحانیت تازه به دوران رسیده وهمینطورچپ های آن دوران با جوجه آخوند های این دوره زمانه نیست بلکه فقط مثالی است در قیاس وسنجش ودرمثال نیز مناقشه نیست وگرنه کیست که نداند سرتاپای طالقانی عطوفت بود وصداقت ونیز فدائیان خلق آن دوران که درمجموع همه انقلابی بودند وصادق وچه نازنین انسانها که جان خویش بر سرصداقتشان فدانکردند. اما این جوجه آخوند سرتا پا ناصالح وناراست وتروریست پروردرهمین فیلم,کاملاً مرتب خواهید دید که چگونه حکم برقتل بخش عظیمی ازملت ایران که سُنی مذهبها باشند می دهد وتخم کین بین فرهنگ ها واعتقادات خلق های یک ملت می پاشد وبا کمال وقاحت وپرده دری به کسی (آیت الله منتظری) توهین می کند ,آنجائیکه می گوید این خمینی نبود که شعار وحدت سنی وشعیه را طرح کرد بلکه کس دیگری آنراطرح کرد که سیلی تاریخ راهم خورد ورفت کنار منظورآقای منتظری استوفراموش می کند زمانی که هنوزنطفه اش بسته نشده بود ,منتظری در زندانهای شاه از سلولی به سلول دیگربرای سعادت مردم کشورش جابجا می شد وامروز رهبران وهمفکران همین جوجه آخوند چنین سرنوشتی را برای منتظری ومردم ایران رقم زده وبرگُرده این ملت چنان سوار شده اند که گویا قصد پایین آمدن هم ندارند. اما ذهی خیال باطل که بتوانند جلو حکم تاریخ را بگیرند. جمبعندی وقصاوت را به عهده شما می گذارم که امروزچه کسانی بجای چه کسانی نشسته و برملت ایران حکومت می کنند. (فیلم رااینجا ببینید)

برچسب‌ها:


 
حقوق بشر اسلامی!


دیداریک وکیل آلمانی از ایران


فیلم یک لحظه برای آزادی


گزارش زیربه بهانه دیدار یک وکیل دادگستری آلمانی از ایران تهیه وتنظیم شده است . این گزارش که می کوشد با آمار وارقام به وضیعت اسفناک حقوق بشردرحکومت اسلامی ایران بپردازد, به کوشش یک فعال حقوق بشر ایرانی ساکن آلمان پس از گفتگوی کوتاه با این وکیل نوشته شده است . بیانگراوج پایمال شدن حقوق ملت ایران درسی سالگی انقلاب بهمن 57, همراه با فسادی که سرتا پای رژیم را فراگرفته , ازکتمان حقایق تا به دروغ بافی ودروغ سازی وآمارهای جعلی والی آخر....

همراه این گزارش فیلم کوتاهی از فرار یک خانواده ایرانی به اروپا را می بینید: ادامه گزارش وفیلم رادراینجا ببینید>

برچسب‌ها:


یکشنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۸۷

 

چیزی بالاتر از فقر!

آخرین دارائی هایمان راهم فروختیم

سرزمینم ,وطنم چه سرگذشتی داشتی وچه برسرت می گذرد,این فقرنیست این چیزی بالاتر از فقر است , این فاجعه است وجنایت درکشوری که روی طلای سیاه خوابیده است ومیلیاردها درآمد دارد ,بر مردان وزنان آبرومند این مملکت چه می گذرد!

اگررهبر این مملکت ذره ای دروجودش وجدان وانسانیت بود,بادیدن چنین صحنه های نباید می تونست به راحتی شب سربه بالین نهد.

فیلم کوتاه بالاتراز فقررا اینجا ببینید.

برچسب‌ها:


 
آخرین خبر فوری !

محمدخاتمی رسماًواردصحنه انتخابات ریاست جمهوری شد


دقایقی پیش محمدخاتمی نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران رسماًاعلام کرد.
سید محمد خاتمی در کنفرانس مطبوعاتی افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز گفت: "من در اینجا با جدیت کاندیداتوری خود را اعلام می کنم و اعلام می کنم از ابتدا تا کنون نیز برخلاف آنچه گفته می شد هیچ تردیدی نداشتم" وی تاکید کرد: "کاندیداتوری من به منزله تنگ کردن جای دیگران نیست.

فایل صوتی اعلام کاندیداتوری خاتمی را اینجا دانلود کنید.

برچسب‌ها:


دوشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۷

 

شکنجه گری که وزیر شد !

وزیر امورخارجه ج.اسلامی را بهتر بشناسیم

نوشته فوق بدون آنکه لطمه ای به ماهیت افشاگرانه آن وارد شود خلاصه وتنظیم شده است .

منوچهر متكي وزير خارجه كابينه هزار تيران است. او از لو رفته ترين چماقداران، شكنجه‌گران و تروريستهايي است كه ساليان متمادي دست اندر كار قتل و جنايت بوده است. قبل از اين كه به معرفي سوابق او بپردازيم بهتر است او و مسئوليتهاي گذشته‌اش را مختصري شرح دهيم.

متكي: شكنجه‌گري كه تروريست و بعد وزير شد

مدارک واقعی نشان می دهد که منوچهر متكي وزير خارجه كابينه احمدی نژاد, از لورفته ترين چماقداران،شكنجه‌گران و تروريستهايي است كه ساليان متمادي دست اندر كار قتل و جنايت بوده است. قبل از اين كه به معرفي سوابق او بپردازيم بهتر است او و مسئوليتهاي گذشته‌اش را مختصري شرح دهيم.

منوچهر متكي متولد 1332، در بندر گز، است. او از دانشجويان انجمن اسلامي بود كه در دانشگاه بنگلور هند در رشته علوم اجتماعي درس مي‌خواند. با پيروزي انقلاب در سال1357 به ايران بازگشت و از نوچه‌هاي احمد توكلي (وزير كار و نماينده نمایند فعلی مجلس گرديد. بنا به نوشته خودش در سال 1370 از دانشگاه تهران مدرك كارشناسي ارشد روابط بين الملل گرفت.

در سوابق شغلي او آمده است كه متكي وقتي به ايران بازگشت ابتدا به معلمي پرداخت سپس نماينده مجلس شد و از آن جا به استخدام وزارت امور خارجه درآمد. بعد سفير ايران در تركيه (1364تا68) و در سالهاي بعد(1373) سفير ايران در ژاپن شد.او در سالهاي در سال1368 مدير کل اروپا، معاون امور بين الملل، معاون حقوقي کنسولي و امور مجلس بود. نام او بعنوان شنکجه گرنه تنها درنشریات مخالفان ج.اسلامی به کرات ثبت وتائید گردیده ,بلکه در بولتن های داخلی سازمان های مدافع حقوق بشرنیز قید شده,اوعضوجوخه اعدام از بندر گز بوده است.

لذا براي شناخت دقيقتراو بهتر است به نامه يكي از نزديكان او به نام «محمدحسين متكي» اشاره كنيم. که در بعضی از نشریات خارج کشورآن زمان دانشجویی از آن جمله نشریات دانشجویی وهمینطور محلی شهر بنگلور هندوترکیه به چاپ رسیده است .نويسنده كه از بستگان متكي است و او را شخصاً مي‌شناسد درباره او نوشته است: « من محمدحسين متكي ازاقوام نزدیک منوچهر متکی هستم. از آن‌جایی كه منوچهر متكي جنايتكار وزيرخارجة كابينة احمدي‌نژاد شده وهم چنان چون گذشته افکار جنایت کارانه خودش را این بار درلباس دیپلماسی پیش می برد وازآنجا كه اين مهرة پليد و جنايتكار نسبت خويشاوندي با من دارد، مي‌خواستم اطلاعاتي را در اختيار هموطنان عزيز قرار دهم. البته من از مواردي كه قبلاً گفته شده و همه از آنها خبر دارند، مانند نقش منوچهر متكي در تروريسم خارج كشوري صحبت نمي‌كنم و صرفاً از مواردي كه عمدتاً مربوط به‌اولين سالهاي نشو و نماي اين گرگ درنده است و شخصاً از آنها اطلاع دارم، حرف مي‌زنم.

منوچهر متكي متولد بندرگز در 45كيلو متري شهرستان گرگان از استان گلستان است. او تا قبل ازانقلاب 57 در هندوستان دانشجو بود و در مقطع انقلاب ضد‌سلطنتي به‌ايران آمد و تقريباً از همان ابتدا جذب دار‌و‌دسته‌هاي مرتجع شد. منوچهر متكي درفروردين سال 58 به‌اتفاق آخوند اسماعيل جهانشاهي. هادي نبوي و عباس محمدي، حزب جمهوري اسلامي را در بندرگز تأسيس كردند. او در فاز سياسي سردمدار عناصر چماقدار واوباش حزب اللهي در بندرگز بود و به‌همراه عباس محمدي كه فرمانده سپاه پاسداران بندرگز بود، درحمله وهجوم به‌هواداران مجاهدين ودیگر گرو های انقلابی نقش اصلي را داشت. منوچهر متكي هم‌چنين با سخنرانيهايي كه در تجمعات بسيجيان و چماقداران در مساجد و در نماز جمعه بندرگز مي‌كرد، از عوامل اصلي تحريك و هدايت آنها بود. او در جريان به‌اصطلاح انقلاب فرهنگي، در تصفيه و اخراج فرهنگيان و معلمين آگاه در مدارس بندرگز و بخشهاي تابعه نقش تعيين‌كننده‌اي داشت.

منوچهر متكي درسال 1360 به‌عنوان نمايندة امام‌جمعة فاسد‌الاخلاق و جاني بندرگز، رباني، به‌اتفاق احمد توكلي (داديار وقت و وزير كارسابق) و يعقوب هاشمي يكي از فرماندهان سپاه پاسداران بهشهر جزء نفرات ثابت هيأت محاكمه‌كنندة نیروهای انقلابی ودگراندیش در شهرهاي بندرگز، گلوگاه، كردكوي و بهشهر در دادگاه انقلاب بهشهر بود». در ادامه اين نامه افشاگرانه به برخي از جنايتهايي كه منوچهر متكي به صورت مستقيم دست داشته است اشاره شده: «منوچهر متكي در شكنجه و اعدام تعدادي از نیروهای انقلابی شهرنقش درجه یک را بازی می کرد .

دراوائل سال 1361 منوچهر متكي به‌اتفاق عباس محمدي و يك آخوند از شهرستان كردكوي، گروهي به‌نام سياه جامگان تأسيس كرده بود. اين جنايتكاران لباس سياه مي‌پوشيدند و شبانه با چند خودرو براي ايجاد رعب و وحشت ایجادمی کردند.سرانجام كار را به‌جايي رساندند كه بعداز مدتي، به‌دليل اعتراضات مردم وشكايت به‌دادستاني تهران، كار اين گروه متوقف شد.

هرچند محتويات اين نامه به اندازه كافي گويا است تا وزير خارجه كابينة هزار تيران را بشناسيم اما بد نيست به يكي ديگر از جنبه هاي اقدامات او، اين بار در خارج كشور، يعني اقدامات تروريستي متكي اشاره كنيم.

متكي در سال1364 به عنوان سفير رژيم در تركيه منصوب شد. ولي كار اصلي او پشتيباني ازتيمهاي ترور و ايجاد تسهيلات با پوشش ديپلماتيك براي آنها بود. در آن ايام تيمهاي ترور رژيم در تركيه دست به ترور تعدادي از مخالفان زدند. به چند نمونه از «تك زني»هاي آنان (اصطلاحي كه بين خودشان رايج بوده است) اشاره مي‌كنيم:

ـ 11خرداد1364 ترور سرهنگ بهروز شهورديلو در استانبول

ـ 2دي1364 ترور سرهنگ عزيز مرادي در استانبول

ـ 2 آبان 1365 ترور سرهنگ احمد حامد منفرد، در آنكارا

ـ10 آذر 1366 ترور جواد حائري يك مخالف رژيم در منزلش در استانبول

ـ 3مرداد 1366 ترور محمد حسن منصوري و يكي از دوستانش در استانبول

ـ شهريور65 حمله به كنيسة يهوديان در استانبول

ـ قتل يك ديپلمات سعودي. روزنامه حريت چاپ تركيه در 6 خرداد 1368 گزارش داد يك گروه 14 نفره هنگام نفوذ به خاك تركيه از ايران براي انجام كار تروريستي دستگير شدند. رئيس اين گروه در قتل ديپلمات سعودي در آنكارا دست داشت.

علاوه براين عده تعدادي از شهروندان تركيه نيز قرباني «تك زني»هاي تيمهاي تروري شدند كه در پشت پرده همه شان متكي نقش اول را داشت. از جمله آنان مي‌توان ا ز افراد زير نامبرد:

ـ 31 ژانوية90 (11بهمن68): پرفسور معمر آكسوي رئيس جمعيت حقوقدانان تركيه و وكيل سابق مجلس تركيه مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

ـ 16 اسفند 68: ترور چتين اِمَچ: روزنامه‌نگار ترك

فلاحيان وزير اطلاعات رژيم در سال71 در يك مصاحبه تلويزيوني با صراحت گفته بود: « ما رد پای آنها (مخالفین رژیم) را در خارج نیز تعقیب می کنیم. ما آنها را تحت نظر داریم و سال گذشته موفق شدیم که ضربه های سنگینی به اعضای برجسته آنها بزنیم» اين حرف شامل عملكرد گذشتة رژيم نبود. بلكه در سالهاي بعد از سفارت متكي نيز ادامه يافت. مثلا در 14خرداد71 علي اكبر قرباني از اعضاي مجاهدين را در استانبول دزديده و بعد از شكنجه هاي وحشيانه به شهادت رساندند.در 7بهمن1371 يك روزنامه نگار ترك به نام اوگور مومجو، و در 5ارديبهشت1372 يك روزنامه نگار ديگر به نام حكمت ستين ترور شدند. وزير داخله تركيه و همچنين پليس اين كشور بر دست داشتن يك گروه حزب الله كه در ايران آموزش ديده بودند و يك شبكه تروريستي رژيم در انجام اين ترورها تأكيد كردند.

منوچهر متكي در مدتي كه ظاهراً سفير بود در كليه موارد تروريستي مسئوليت تهيه پاسپورت و ويزا و حل وفصل مسائل مربوط به تردد تروريستها را به عهده داشت. او همچنين مراكز پوششي، از قبيل چلوكبابي و آرايشگاه و دفتر فرهنگي براي استقرار تروريستها ايجاد مي‌كرد.

برچسب‌ها:


This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]